تبليغاتX
پهره: اخبار بلوچستان و جهان

اگر بینی که نابینـا به چاه است          اگر خاموش بنشینی گناه است

اسب زمان بی محابا میتازد و فرصت ها از دست میرود ، اگر دیـربجنبیم روزی خواهد رسید که هیچ امیدی پیش روی خود نمی بینیم.

اما اجازه بدهید ننویسم که دیگر این ملک و مملکت جای نوشتن نیست چرا که  دست بر قلم ها کنج عزلت گزیده و به بنـد کشیده شده اند

مگـر مهرنهاد  چه کرد که چنین رفتار غیر انسانی در حق او روا داشتند ؟

مگر رویا نازنین بلوچ چه خطری  برای این رژیم داشت

مگر امیـدی به آزادی دانشجویان شجاع میرود ؟

مگر کارگران بافت بلوچ چیزی غیر از احقاق حق خود طلب کرده بودند ؟

مگر کپرنشینان چابهار جانیـان بالفطره بودند که چنین مورد آزار و اذیت قرار گرفتند ؟

اینها همه گواه صادقی است که نباید " بایدها " را نوشت

امروز به یقینی رسیدیم که نمی توانیم آن را نادیده بگیریـم به اینکه در سایه ی یک استبداد واقعی بسر می بریم استبدادی که تلخترین وجه آن سوءاستفاده از نام اسلام است ، اگر حکومتی واژه ی اسلامی را یدک نکشد و این همه ظلم و فساد و تباهی در سایه اش مشهود باشد قابل تحمل تر است تا حکومتی با پسوند اسلامی چنیـن بر مردم بتازاند که هیچ طیف و قشر و دسته ای از گزندش در امان نباشد .

ای کاش مسلمانان به جای اینکه پرچم کشورها را  پالان خر کنند و در شهر  رژه روند وسفارتخانه ها را به آتش کشند  غیرت به خرج میدادند و نمی گذاشتند  دین ملعبه دست پاره ای دین فروش قرار گیرد و تعلیمات عزت بخش آنرا چنان مسخ کنند که به عوض سرفرازی و کمال ، سرافکندگی ببار آورد

 

بنشینیم و بیندیشیم!
این همه باهم بیگانه
این همه دوری و بیزاری
به کجا آیا خواهیم رسید آخر؟
و چه خواهد آمد بر سر ما با این دلهای پراکنده؟

جنگلی بودیم:
شاخه در شاخه همه آغوش
ریشه در ریشه همه پیوند
وینک، انبوه درختانی تنهاییم.
این همه باهم بیگانه
این همه دوری و بیزاری
به کجا آیا خواهیم رسید آخر؟
و چه خواهد آمد بر سر ما با این دلهای پراکنده؟
بنشینیم و بیندیشیم!

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 22  توسط  خسرو ملازهی  | 
 
www.balochistaninfo.com